تبلیغات
یادداشتهای آخر شب - پست های سخن شعر
یادداشتهای آخر شب




بیت فی البداهه -۴ [سخن شعر , ]



در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی

برود کفش فروشی بخرد دمپایی



نوشته شده توسط آرش در  شنبه 11 اسفند 1386 و ساعت 05:03 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -

() نظر
       




بیت فی البداهه-۲ [سخن شعر , ]



یار مفروش به دنیا که بسی سود نکرد

آنکه سیگار تعارف شده را دود نکرد!



نوشته شده توسط آرش در  یکشنبه 30 دی 1386 و ساعت 07:01 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -

() نظر
       




بیت فی البداهه-۱ [سخن شعر , ]



صبحدم از عرش می آمد خروشی عقل گفت

قدسیان گویی که کارت سوخت پیدا کرده اند!!



نوشته شده توسط آرش در  سه شنبه 18 دی 1386 و ساعت 02:01 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -

() نظر
       




میلاد آفتاب [سخن شعر , ]



رفته بودیم این چند روز کنگره ی شعر میلاد آفتاب که جمعیتی آمده بودند ما شاالله برای شعر شنیدن ...همانجا سرودیم یک چند روزی مانده بود توی کیفمان گفتیم آپدیتی کنیم هم تفرج خاطری شود هم تجدید خاطره ای!

سالن بیا ببین چه شلوغ و پلوغ شد

لبریز شعر و طنز و جفنگ و دروغ شد

«غول» غزل مقابل این خیل جمعیت

معکوس در هوا و زمین ماند- «لوغ»شد!!

استاد بهمنی غزلش را نخوانده رفت

شبهای شعرخوانی او بی فروغ شد

آن خم که بود لب به لب از آب شنگولی

تغییر یافت ماهیتش - مشک دوغ شد

شاعر ز سوت بلبلی جمع حال کرد

شعریده گشت پست مدرن ٍ نبوغ شد

در چهره و صداش خش افتاده مدتی است

شعر جوان دچار بلای بلوغ شد

با اینکه خلوت است سر مجری اش - سعید

میلاد آفتاب به شدت شلوغ شد!



نوشته شده توسط آرش در  یکشنبه 4 شهریور 1386 و ساعت 02:08 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -

() نظر
       




[سخن شعر , ]



دل من پر زعشق و عاشقی است

چون نوولهای میر صادقی است

میشوم عینهو آمیتا پاچان

داستانم ز بسکه هق هقی است

وقت آرایش « منو ببرین!»

دور آدامسهای تق تقی است

چه کسی گفته کارشان دزدی است؟

شغل این خلق خوب سارقی است

نسبت مردم و شرف چندی است

ربط گودرزی و شقایقی است

می کنم مرگ خویش را تجویز

چون طبیبی که اند  ِ حاذقی است

بچه قرتی  شده  چه گوارا

پیر ویلچر نشین مصدقی است

خاتمی رفت و ان یکی امد

شیخ ما تا هنوز ناطقی است

یک عدد «شاهکار» یک نفره

گل گلاب و بنان و خالقی است

می شود آکتریس جیرانی

نام فامیل هرکه مشرقی است

چون سپانلو فرانسوی شده ام

کار من شاعری نه  شاعقی است!

صله باید به من پژو بدهد

هر مدیر عاملی که «منطقی »است!!



نوشته شده توسط آرش در  شنبه 30 دی 1385 و ساعت 12:01 ب.ظ
ویرایش شده در چهارشنبه 2 اسفند 1385 و ساعت 07:02 ق.ظ

() نظر
       




رباعیهای اس ام اسی [سخن شعر , ]



اوضاع جهان خراب شد یکباره

گوشی افتاد دست هر بیکاره

اس ام اس دوستان خوش ذوق رسید

گوشی موبایل آب شد بیچاره!

افتاده تب سقوط در شاخصها

بس مبتذل اند حال ها و حس ها

هشدار!موبایل دست کودک ندهید

بی تربیت اند بس که اس ام اس ها

الفاظ بسی پلید خواهیم شنید

آنچه نتوان شنید خواهیم شنید

یکبار دگر پیام کوتاه آمد

یعنی که جوک جدید خواهیم شنید

این جوک که رسید الان شنیدن دارد

بشتاب ! بیا بخوان! شنیدن دارد

اما خودمانیم حقیقت این است:

اس ام اس خواهران شنیدن دارد!!



نوشته شده توسط آرش در  شنبه 15 مهر 1385 و ساعت 10:10 ق.ظ
ویرایش شده در شنبه 15 مهر 1385 و ساعت 10:10 ق.ظ

() نظر
       




[سخن شعر , ]



مردمان روزگار ما

لنج های خسته ی به گل نشسته اند

چشم انتظار سیلی ِ غلیظ موج ها

هی!

هوای چشمخانه ها چقدر بندری است

نه می شود نگاه کرد

نه می شود گریست



نوشته شده توسط آرش در  جمعه 25 فروردین 1385 و ساعت 05:04 ق.ظ
ویرایش شده در شنبه 26 فروردین 1385 و ساعت 09:04 ق.ظ

() نظر
       




[سخن شعر , ]



آمدند و به ضرب اسطرلاب

سال نو را به سگ نسب دادند

روزگار سگی ملاحظه شد

نسبش را نه بی سبب دادند

خبر از اتفاقهای غریب

پیشگویان بولعجب دادند

در کپنهاک یک مقام مهم

به جناب ابولهب دادند

ـ چه بگویم که فحشهای دوپا

فحشها بر رسول رب دادند-

باز گفتند کوکبش سعد است

خبر از بشکن و طرب دادند

کام مارا که زهر عقرب بود

ناگهان شیره و رطب دادند

روزها سهم نفت قسمت شد

وام کم بهره نیمه شب دادند

کیسه در کیسه چایهای غزال

روغن قو حلب حلب دادند

گنج رحمت گشوده شد ناگاه

خوبرویی به هر عزب دادند

مرغهای خروس نادیده

نوک گشوده چقدر لب دادند

....

شاعر بی ادب ! حواست نیست؟

هزلها را جواب؛ سب دادند

هیجانات را مهار کنید

کارت قرمز به بی ادب دادند

شاعر این قصیده ی نو را

«ریتسوس عجم»لقب دادند

نشئه بودیم و چیزکی گفتیم

صله ی ما دو مشت حب دادند!



نوشته شده توسط آرش در  چهارشنبه 16 فروردین 1385 و ساعت 01:04 ق.ظ
ویرایش شده در شنبه 26 فروردین 1385 و ساعت 09:04 ق.ظ

() نظر
       




وبلاگ من
  وبلاگ من
  ایمیل من
    

[yahoo]




بایگانی

 نویسندگان

آرش (75)
انسیه (16)
<


عضویت در گروه داستان همراوی


برای اطلاع یافتن ازآخرین اتفاقات و تحولات در زمینه داستان و ادبیات و اطلاع رسانی در مورد به روز شدن سایتها و وبلاگهای داستان در گروه داستان همراوی عضو شده و آن را گسترش دهیم


>

موضوعات

عمومی (67)
حرفهای پراکنده (10)
سخن شعر (8)
قاب (3)


 آرشیو

اسفند 1387 (1)
بهمن 1387 (1)
دی 1387 (1)
مهر 1387 (1)
شهریور 1387 (2)
مرداد 1387 (1)
تیر 1387 (2)
خرداد 1387 (1)
اردیبهشت 1387 (3)
فروردین 1387 (2)
اسفند 1386 (1)
بهمن 1386 (1)
دی 1386 (2)
آذر 1386 (3)
آبان 1386 (2)
مهر 1386 (1)
شهریور 1386 (2)
خرداد 1386 (1)
اردیبهشت 1386 (1)
فروردین 1386 (1)


صفحات





لینكستان

  یادداشتهای یک دلقک

  شعر جوان خراسان

  همین الان دات کام

  مهتاب

  سایت شخصی آرش شفاعی

  یک پنجره برای من کافی است

  ازبیکرانه ها

  آرش شفاعی۲

  آرش شفاعی





لینكدونی
دست نوشته های سها (-)
دیدار با هلن (-)
بارش باران (-)
نسیم شرق (-)
بونزای (-)
دریا اگرباشد دلت.. (-)
بوالفضول الشعرا (-)
حرف هایی برای گفتن...... (-)
گل مریم (-)
میزشیپو (-)
یواشکی (-)
اشکهای دلقک (-)
یادداشتهای یک دلقک (-)
غریبه آشنا (-)
سیاه و سفید و خاکستری (-)
سیمین (-)
آبی بیكران (-)
ذهن زیبای من (-)
قصه های پری (-)
پردیس (-)
بیا تا بریت بگویم (-)
یک آسمان غروب (-)
ســـــــــــــــــالــوک (-)
یک صندلی کنار رویاهایم (-)
ایتالیایی ها (-)
فانوسک خاموش (-)
تنها شدی بیا (-)
هزار و یک روزانه (-)
مداد رنگی (-)
دخترآبان (-)
آرشیو لینكدونی




جستجو
جستجو در بلاگ






خبرنامه





آمار وبلاگ
بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل مطالب :
كل نظرها :
كل بازدید ها :
افراد آنلاین : [Online]
ایحاد صفحه : -




قالب توسط :صابر كردستانچی