تبلیغات
یادداشتهای آخر شب
یادداشتهای آخر شب




زمستان []



هوا دلمرده
سقف آسمان كوتاه
غبارآلوده مهر و ماه
زمستان است

البته در حقیقت زمستان بود - روسیاهی هم به زغال كه هیچ به برف هم ماند



نوشته شده توسط آرش در  چهارشنبه 14 اسفند 1387 و ساعت 04:33 ب.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -

() نظر
       




نردبان []



گاهی وقت ها از نردبانی بالا می رویم تا دستهای خدا را بگیریم.

غافل از اینکه خدا آن پایین ایستاده و نردبان را محکم گرفته که ما

 نیفتیم!



نوشته شده توسط انسیه در  جمعه 18 بهمن 1387 و ساعت 02:51 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -

() نظر
       




آورده اند... []



زنده یاد عمران صلاحی فرمود:

آورده اند كه آهویی
از بیم سگ
گریخت به غاری
كه بر درش
شیری نشسته بود


نوشته شده توسط آرش در  دوشنبه 30 دی 1387 و ساعت 08:01 ب.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -

() نظر
       




آموزش احکام اسلامی به نو نهالان شما [عمومی , ]



مژده مژده!

پدران و مادران گرامی!دیگر نگران نباشید

آموزش احکام اسلامی به نو نهالان شما

تنها با خرید یک کتاب

صد در صد تضمینی

در قالب اشعاری زیبا و پر مغز

نام کتاب:مثل کبوتر

نام شاعر و ناشر:به دلایل امنیتی امکان پذیر نمی باشد!

و اینک با هم ابیاتی از این کتاب را مرور می کنیم:

غسل

گاهی  موقع به چند سبب بچه ها

واجب می شه غسلی برای شما

البته این هم دیگه آشکاره

انجام هر غسلی دو شیوه داره

دو شیوه ی غسلو باید بشناسی

شیوه ی ترتیبی و ارتماسی

شیوه ی ارتماسی آسون تره

چون که فقط می ری تو آب یک سره

اما حالا بگم برای شما

شیوه ی ترتیبی رو از ابتدا

بایست زیر دوش و نیت کن حالا

آب رو بریز روی سرت از بالا.......

با این کارا غسل تو کامل میشه

طهارت باطنی حاصل میشه!

برای آموزش سایر احکام لطفا کتاب را تهیه فرمایید!

 

 



نوشته شده توسط انسیه در  پنجشنبه 11 مهر 1387 و ساعت 02:10 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -

() نظر
       




جملات قصاری از مهتاب شفاعی! [عمومی , ]



داشتم اتاق مهتاب را مرتب می کردم.چشمم افتاد به کتابهای درسی پارسالش که کلاس اول بود و دفترهای مشق و جمله سازی اش.دوباره نشستم به ورق زدن و خواندن جمله هایش.یادم می آید ما معمولا از کلاس دوم شروع می کردیم به جمله سازی.چون در کلاس اول تازه حروف الفبا را یاد می گرفتیم و با کلمه ها اشنا می شدیم.ولی معلم کلاس اول مهتاب خیلی فعال بود.از همان اول  با بچه ها جمله سازی کار می کرد و از اواسط سال هم گاهی به آنها جمله های ناتمام می داد تا به صورت متن ادبی یا قصه های کودکانه تکمیلش کنند.در این میان بعضی از جمله های مهتاب  جالب و گاه خنده دار بودند.فکر کردم شاید خواندن آنها برای شما هم خالی از لطف نباشد. جالب این که در این جمله ها نظر لطفی هم نسبت به من داشته!به جمله هایی که در مورد مادر نوشته دقت کنید خودتان متوجه می شوید!

این هم چند تا از جملات قصار یک دختر کلاس اولی:

قلب:من مادر برادر بابا و داداش قلب داریم.

لازم:مادر شیر لازم دارد.

خوانا:خواهرم خوانا بود.

می خواهم:من می خواهم بال داشتم.

مردم:من زن دایی ام مردم ایران است.

خرداد:کودک من در سوم خرداد به دنیا آمد.(احتمالا این جمله را از زبان من نوشته)

پاورچین:من پاورچین پاور چین در اتاق مادرم و بابا می روم.

مسلمان:مادرم مسلمان نیست.

سلام:مادر سلام نمی کند.

کاش:ای کاش من کبک بودم.

ظالم:مادرم ظالم نیست.

زمین:من در زمین نبودم.

ناراحت:ما در  روز حسین (ع) ناراحت هستیم.

احترام:مادر احترام به خدا داشت.

محمد:محمد(ص) ما را در بهشت می برد.

راضی:حلزون راضی است اگر دوستش داری.

دلپذیر:شام های خوشمزه نشانه ی سس دلپذیره.حمید!!!(این حمید هم جزء جمله اش بود)

دوست:ما هیچ وقت نباید با دوستانمان دوست نباشیم.

مثل:مثل خورشید هست؟؟

مخصوص:مخصوص اسم بهداشت بود.

کم کم:شام مادر کم کم است.

شیرین:من با شیرین دوست استم.

 

 



نوشته شده توسط انسیه در  یکشنبه 17 شهریور 1387 و ساعت 12:09 ب.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -

() نظر
       




[عمومی , ]



   جناب آقای هادی ساعی!

درد و بلای شما بخورد به جان بعضی ها

ممنون از طلای خوشمزه ای كه برای مملكت آوردی


نوشته شده توسط آرش در  جمعه 1 شهریور 1387 و ساعت 05:08 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -

() نظر
       




خداحافظ شوش تاریخی! [عمومی , ]



مجموعه‌ی باستانی و تاریخی «شوش» در استان خوزستان از نظر تداوم تاریخی كه در آن وجود دارد، یك محوطه‌ی كم‌نظیر در دنیا محسوب می‌شود که در مقاطعی از تاریخ ما نقطه‌ی عطف بوده و در متون و منابع كهن هم بسیار از آن یاد شده است. در واقع، وقتی تاریخچه‌ی باستان‌شناسی را نگاه می‌كنیم، یكی از مكان‌هایی كه باستان‌شناسی به مفهوم جدید از آن آغاز شده، به‌جز مصر و بین‌النهرین، جنوب غرب ایران است كه از حدود یك‌صد‌ سال پیش، اروپایی‌ها در آن مستقر شدند، آغاز به کاوش کردند و روش‌های علمی را با آزمون و خطا آموختند.

اما اكنون محوطه‌ی باستانی و تاریخی شوش با وجود این‌كه در فهرست آثار ملی کشور ثبت شده و در قالب پروژه‌های بزرگ ملی تعریف شده است، وضعیت مناسبی ندارد.

هتل‌سازی روی محوطه‌ای باستانی

شهرام زارع  باستان شناس با اشاره به‌ این‌كه محوطه‌ی شوش با محوطه‌ای مانند «پارتنون» در یونان هم‌تراز است (كه در تاریخ و فرهنگ یونان بسیار اهمیت دارد) با نشان دادن عكس‌هایی، توضیح داد: اواخر سال گذشته، رییس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری کشور، هتلی را در شوش كلنگ‌ زد كه درون مجموعه‌ و در حریمی كه به‌تازگی تعیین شده است، قرار دارد. برای ساخت این هتل، خاكبرداری به‌اندازه‌ی 100 متر در 100 متر و با عمق حدود چهار متر انجام شد؛ اما در دیواره‌ی این خاك‌برداری، لایه‌های معماری و تدفین باستانی کاملا آشکار بودند. هم‌چنین علاوه بر كشف خمره‌های اژدری متعلق به دوره‌ی اشكانی ـ ساسانی در پی این هتل، در نزدیكی آن، چند كوره و محوطه‌ی آغاز دوره‌ی اسلامی قرار دارند که دیدن آن‌ها کار دشواری نیست. با وجود این، رییس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری خوزستان مجوز ساخت هتل را در مجموعه‌ی باستانی شوش صادر كرده است.

این باستان‌شناس بیان كرد: در جبهه‌ی غربی كاخ آپادانای شوش و در 30 متری این آثار و عرصه‌ی مسلم اثر، مجوز ساخت هتل دیگری به بخش خصوصی داده شده است. از آنجا كه این هتل‌ها مسلما بیش چند طبقه خواهند داشت و به ایجاد تأسیسات جانبی نیز نیاز خواهد بود، اگر بخواهیم شوش را به ثبت جهانی برسانیم، از لحاظ منظری، مشكلات عدیده‌ای به‌وجود خواهد آمد.

كاخ شائور؛ محل تجمع معتادان

به گفته‌ی زارع، كاخ شائور در شوش كه احتمالا به اردشیر دوم هخامنشی تعلق دارد، اثری منحصربه‌فرد است که در كاوش‌های هیأت فرانسوی بیرون آمده است. پس از آن، برای حفاظت بیشتر، دورتادور آن حصاری كشیده شد و تا مدتی این مجموعه قابل بازدید بود؛ اما اکنون قریب یک دهه است که دروازه‌ی ورودی آن گشوده نشده و بخشی از حصار پشتی آن برای عبور مرور شکسته و محل تجمع معتادان شده است.

او اظهار داشت: كاهگل‌هایی كه پس از بیرون آورده شدن كاخ، روی دیوارهای آن كشیده شده بودند، به‌دلیل تجدید ‌نشدن از بین رفته‌اند. هم‌چنین رویش پی‌درپی گیاهان خودرو آسیب‌هایی جدی را به آجرهای کف کاخ وارد كرده است و بیشتر آن‌ها از هم گسسته و خرد شده‌اند. در برخی از روزها، به‌ویژه ایام تعطیل، درون مجموعه و در كنار پایه‌ستون‌ها توسط افراد آتش روشن می‌شود كه سبب وارد شدن صدمه‌های زیادی شده است.

وی با بیان این‌كه وضعیت كاخ آپادانا نیز به همین ترتیب است، گفت: كتیبه‌های پایه‌ستون‌های این كاخ نیز پس از ضربه‌هایی كه به آن‌ها وارد شدند، برای جلوگیری از آسیب بیشتر با كاهگل پوشانده شدند. علاوه بر این، محوطه‌ای در كنار كاخ آپادانا قرار دارد كه به اجرای تعزیه اختصاص داده شد و برای این كار، چهارپایانی مانند اسب و شتر و ماشین روی محوطه آورده می‌شوند.

رودخانه‌ی شائور

این باستان‌شناس در ادامه اظهار كرد: كم‌تر شهری است كه رودخانه‌ای از میان آن عبور كند. اصفهان از شهرهایی است كه از چنین نعمتی برخوردار است و از این مزیت به‌خوبی استفاده كرده، ولی رودخانه‌ی شائور وضعیت برعكسی را در شوش دارد.  این رودخانه علاوه بر این‌که یک عنصر طبیعی ارزشمند محسوب می‌شود، با تاریخ شوش هم عجین است. چنان‌که در دوره‌ی هخامنشی كاربرد داشته است و از آن به‌عنوان خندقی به دور شهر سود می‌بردند.

قلعه‌ی شوش و گمانه‌زنی در طبقه‌ی سوم آن!

زارع با بیان این‌كه در 20 ـ 30 سال گذشته، شوش بسیار آسیب دیده است و در زمان جنگ تحمیلی، متجاوزان عراقی تا ایوان كرخه هم پیش آمدند، به خبرنگار ایسنا گفت:  بی‌شک، قلعه‌ی شوش نیازمند مرمت است، اما تدوین یک برنامه‌ی جامع مرمتی با بزک کردن بنا تفاوت‌های بنیادی دارد. علاوه بر این‌که به دلایلی غیرقابل توجیه، بودجه‌ی کلانی به این امر اختصاص یافته است و کل این برنامه نیز کارشناسانه نیست. شرکتی که مسؤول و مجری اجرای این طرح بود، بدون نظارت باستان‌شناسان اقدام به خارج کردن آجرهای کتیبه‌دار و مصالح باستانی به‌کار رفته در قلعه كرده و در بسیاری موارد آسیب‌هایی را به بخش‌هایی از بنا وارد آورده است.

ساخت‌وساز و بلندمرتبه‌سازی

وی با اشاره به کمبود نیروی نگهبان و یگان محافظ در محوطه‌ی شوش، اظهار داشت: در گرداگرد آنچه اکنون به‌عنوان تپه‌های شوش شناخته می‌شود، خانه‌سازی انجام می‌شود و جسم تپه‌ی تاریخی ذره‌ذره کنده و تسطیح می‌شود.

به گزارش ایسنا، یكی‌ از این ساخت‌وسازها به ساختمان آموزش و پرورش مربوط است كه در حریم منظری كاخ آپادانا قرار دارد. البته به گفته‌ی فرمانداری شوش، درباره‌ی تعرض اداره‌ی آموزش و پرورش این شهرستان به حریم منظری كاخ آپادانا، مكاتبه‌ای با این اداره نشده است.



نوشته شده توسط آرش در  پنجشنبه 3 مرداد 1387 و ساعت 08:07 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -

() نظر
       




[عمومی , ]



درست زیر  دیوار ساختمان اتاق فکر بنیاد ملی نخبگان نوشت:

 لعنت بر پدر و مادر آن الاغی که در این مکان آشغال بریزد



نوشته شده توسط آرش در  یکشنبه 23 تیر 1387 و ساعت 08:07 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -

() نظر
       




[عمومی , ]



بوی جنگ را می شنوی؟ فکر می کنی اگر جنگ بشود چه اتفاقی خواهد افتاد؟ نمی دانم! فقط دوست دارم بدانم آنهایی که برای نام خلیج فارس گریه می کنند یا هفته ای شش روز میدان ونک را می بندند تا به امارات عربی متحده فحش بدهند می مانند یا در سه سوت گذرنامه های دوبی یا کانادا یشان برمی دارند و می روند تا از پنجره آپارتمانشان در دوبی یا تورنتو منظره ی بیرون را نگاه کنند و نسکافه ی عصرگاهی شان را هورت بکشند؟

نوشته شده توسط آرش در  دوشنبه 10 تیر 1387 و ساعت 06:06 ق.ظ
ویرایش شده در دوشنبه 10 تیر 1387 و ساعت 05:06 ق.ظ

() نظر
       




مقابله به مثل! [عمومی , ]



رفته بودیم پارک طالقانی.چند تا از جوونا برای چیدن و خوردن توت از درخت بالا رفته بودند.مهتاب گفت:می دونی مامان!هرکی از درخت بالا بره توی بهشت درخت از اون بالا میره!بهش میگه خوبه منم از تو بالا برم؟!خوبه شاخه هاتو بشکنم؟؟!

از این حرفش یاد نوشته های شل سیلور استاین افتادم و کلی خندیدیم!!



نوشته شده توسط انسیه در  یکشنبه 5 خرداد 1387 و ساعت 01:05 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -

() نظر
       




وبلاگ من
  وبلاگ من
  ایمیل من
    

[yahoo]




بایگانی

 نویسندگان

آرش (75)
انسیه (16)
<


عضویت در گروه داستان همراوی


برای اطلاع یافتن ازآخرین اتفاقات و تحولات در زمینه داستان و ادبیات و اطلاع رسانی در مورد به روز شدن سایتها و وبلاگهای داستان در گروه داستان همراوی عضو شده و آن را گسترش دهیم


>

موضوعات

عمومی (67)
حرفهای پراکنده (10)
سخن شعر (8)
قاب (3)


 آرشیو

اسفند 1387 (1)
بهمن 1387 (1)
دی 1387 (1)
مهر 1387 (1)
شهریور 1387 (2)
مرداد 1387 (1)
تیر 1387 (2)
خرداد 1387 (1)
اردیبهشت 1387 (3)
فروردین 1387 (2)
اسفند 1386 (1)
بهمن 1386 (1)
دی 1386 (2)
آذر 1386 (3)
آبان 1386 (2)
مهر 1386 (1)
شهریور 1386 (2)
خرداد 1386 (1)
اردیبهشت 1386 (1)
فروردین 1386 (1)


صفحات

1 2 3 4 5 6 7 ...





لینكستان

  یادداشتهای یک دلقک

  شعر جوان خراسان

  همین الان دات کام

  مهتاب

  سایت شخصی آرش شفاعی

  یک پنجره برای من کافی است

  ازبیکرانه ها

  آرش شفاعی۲

  آرش شفاعی





لینكدونی
دست نوشته های سها (-)
دیدار با هلن (-)
بارش باران (-)
نسیم شرق (-)
بونزای (-)
دریا اگرباشد دلت.. (-)
بوالفضول الشعرا (-)
حرف هایی برای گفتن...... (-)
گل مریم (-)
میزشیپو (-)
یواشکی (-)
غریبه آشنا (-)
سیاه و سفید و خاکستری (-)
سیمین (-)
آبی بیكران (-)
ذهن زیبای من (-)
قصه های پری (-)
پردیس (-)
بیا تا بریت بگویم (-)
یک آسمان غروب (-)
ســـــــــــــــــالــوک (-)
یک صندلی کنار رویاهایم (-)
ایتالیایی ها (-)
فانوسک خاموش (-)
تنها شدی بیا (-)
هزار و یک روزانه (-)
مداد رنگی (-)
دخترآبان (-)
فردا (-)
مریم زنگنه (-)
آرشیو لینكدونی




جستجو
جستجو در بلاگ






خبرنامه





آمار وبلاگ
بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل مطالب :
كل نظرها :
كل بازدید ها :
افراد آنلاین : [Online]
ایحاد صفحه : -




قالب توسط :صابر كردستانچی